تبليغاتX
الهم عجل واليك الفرج 0 0 تنها دلیل عشقم

فراموش

 
 
آنقدر غرق در آرزو شده ای که فرامو ش کرده ای آرزوی کسی دیگری هستی



شنبه پنجم اردیبهشت 1388 |

آرزو

 
 

بزرگترین ارزویم این بود

 

کوچکترین آرزوی تو باشم



شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |

SmS02

 
 

زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ….آلبرت انيشتين

—————————

**جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند

—————————

**ميان انسان و شرافت رشته باريكي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

—————————

**شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد.  زرتشت

—————————

**ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.

—————————

**روزي روزگاري اهالي يه دهكده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا كنند, در روز موعود همه مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان.

—————————

**بدبختي تنها در باغچه اي كه خودت كاشته اي مي رويد.

—————————

**وقتي كه زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه كه درياي آروم، ناخداي قهرمان نمي‌سازه.



پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

Ford GT

 
 

این خودرو که Ford GT نام دارد آخرین خودروی تولیدی شرکت فورد می باشد که در نوع خود بینظیر است این خودرو دارای پوششی از آلیاژ سبک می باشد که زنگ زنگ بوده و موجب دوام بدنه خودرو می گردد . قدرت موتور آن چیزی حدود 840 اسب بخار بوده که از این رو در نوع خود برترین است . تونیینگ این خودرو متناسب با نیاز خودروسواران حرفه ای طراحی شده است

شرکت خودروسازی فورد سومین تولید کننده بزرگ خودرو در سراسر جهان است. این کمپانی که در سال ۱۹۰۳ میلادی در دیترویت میشیگان تأسیس شد علاوه بر خودروهای فورد تولیدکننده خودروهای پرطرفدار لینکلن و مرکوری است. فورد مالک شرکت‌های خودروسازی جگوار، لندرور، و ولوو و همچنین صاحب یک سوم امتیاز خودروهای مزدا می‌باشد. کمپانی فورد در طول دهه اخیر از پیشتازان صنعت خودرو سازی در جهان بوده است.

 




ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |









ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

مثلث عشق

 


تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم:

تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.

صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟

هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه ها يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.

اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:

تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد.

تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.

صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك.

صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه.

هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي.

تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد.

هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.

مطلب فوق رو از ايميلي كه برام رسيده بود انتخاب كردم



پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

زنان ارتشي  !

قابل توجه دختران و خانم ها اگر از مد خسته شديد مي تونيد با عضويت در ارتش لباس هاي متفاوت اين ها رو هم تجربه كنيد !


 




ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |
 راز عشق

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراق سوختن



پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

جهان

 
 

جهان

درجهان ما اگر باده نبود.

                              جای ما مردم آواره نبود



پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

؟؟؟

 
 

عشق

1.      در روز ساعت 7 با هم قرار داشتيم من و اون ساعت كم كم داشت هفت مي شد و دل من دلهرش بيستر مي شد.

2.      رفت سر قرار همون جاي قبلي مثل هميشه ولي اون جا نبود منتظرش شدم تيك تيك ساعت برام خبلي سنگين شده بوده سنگين تر از وزنه هاي كه در مسابقه مردان آهنين بلند مي كنند.

 

3.      از دور يك نفر آروم آروم راه مي اومد و به من نزديك مي شد اره خودش بود خود خودش دنيا برام از پر غو هم سبكتر شده بود سبك سبك.0

 

 

4.      با هم سلام عليك كرديم و دست در دست هم شروع به قدم زدن كرديم و به سوي بي نهايت راه خودمونو آغاز كرديم جاي كه هيچ كس دستش به ما نرسه  من و تنهائيم زندگي جديدي رو آغاز كرديم.

 



شنبه پانزدهم فروردین 1388 |
 

 

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

 

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت



یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 |
کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می­کردند و علاوه بر اینکه ماه­ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می­ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می­نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان می­دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می­پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می­شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می­شد، جشنی ترتیب می­دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می­گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می­گرفتند. سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می­­کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می­دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تحت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می­کردند. ملت ایران از جمله ملت­هایی است که زندگی­اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت­های گوناگون جشن می­گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می­گذرانده­اند. این جشن­ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان­بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم­ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت­ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته­اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره­های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده­اند نیست! بلکه ارزشی است که آن ملت در زادخانه فرهنگی بشریت دارد

دوستان عزیز
 
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (والنتاین) به 29 بهمن (سپندار مذکان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.

اسفندگان از جمله جشن های ماهیانه ای است كه با صد افسوس، از گذشته ی برپایی آن آگاهی چندانی نداریم. اما بنا بر گفته ابوریحان بیرونی در ایران قدیم جشنی با نام مزدگیران یا مردگیران در بین مردم رواج داشته است. از ویژگیهای این جشن كه زمان برگزاری آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش، و فرمانبرداری كامل مردان از زنان بوده است. در این چند روز به پاس تلاش یكساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این كار، فعالیت های یك زن را تجربه می كردند و در عین حال دادن هدیه در این روز به زن خانه از آداب و رسوم جشن بوده است. به هر حال آنچه كه می دانیم ویژگی این جشن است كه به نام سپنته آرمئیتی یا فروزه از خود گذشتگی و فروتنی و مهر بی پایان ، مزین است. سپنته آرمئیتی (سپندارمذ) یا اسفند امروزی ، نام چهارمین امشاسپند و نام پنجمین روز هر ماه است كه در جهان مادی نگهبان زمین می باشد. سپنته آرمئیتی ، فروزه ای است با ویژگیهای زنانه و مادرانه یعنی مهر و عشق بی پایان و تواضع و فروتنی كه به راستی زمین نمادی نیكو بر آن است.                         
بنابر سالنامه زرتشتی ، روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجمین روز از این ماه و بنابر تقویم امروزی، 29 بهمن ماه روز سپاسداری از جایگاه زنان و مادران است.



یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 |